العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

699

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

بغلى و حدود زمين مفتوح العنوه و يا علم كلام نداند عيب او نيست و ديديم مجتهدى كه وجوب لطف را بر خدا كه در مذهب شيعه مسلم است انكار مىكرد و ديگرى مىگفت اگر كسى يك ماه رمضان تابستان روزه بدارد به قصد قربت و معلوم شود كه در اين مدت جنب بوده و فراموش كرده عملش ثواب ندارد يا كسى با رنج بسيار به حج رود و پيش از آن كه محرم شود و داخل حرم گردد بميرد مستحق اجر نخواهد بود و بعضى نمىتوانند مسأله عول را كه گذشت در ارث راجع به مبدء كلامى عقلى كنند و متكلمين گويند هر رنج و مشقتى كه انسان در راه اطاعت امر مولى متحمل شود ثواب دارد و در خبر است « لكل كبد حرى اجر » و ندانستن اين امور عيب مجتهد نيست زيرا كه فكر خود را در علم ديگر به كار برده است . اما صرف و نحو و عربيت واجب است و بدون آن اجتهاد يا تجزى حاصل نخواهد شد مقصود از اين سخن دفع بهانه جوئىهاى آنان است كه طعن بر علما را شعار خود ساخته‌اند به توقع بىجا بد گويى مىكنند از آن كه تصديق اجتهاد در دست دارد و شايسته او نيست از ابو حنيفه نقل است كه مىگفت مقلد مىتواند مرافعه و حكم كند و كلام علامه رحمه الله ناظر برد او است و براى ما غير معقول است كه غير مجتهد بتواند در مسائل شبهه ناك نظر كند و در مسائل واضح غير امر بمعروف و نهى از منكر از وى متمشى نمىشود . مثلا شريكى سهم خود را از ملكى فروخت و شريك ديگر خواست شفعه گيرد بها را چك و اسكناس حاضر كرده روز چهارم پس از معامله مشترى بهانه گرفت و بها نگرفت از چند جهت . يكى آن كه معامله معاطات بود و او مىگفت قصد صلح كرديم نه بيع و در صلح شفعه نيست